محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5955

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« سر خوشى شايسته ترين چيز است « كه مرد بر آن بگريد « و غم زده را به ناچار تسليت بايد . » گويد : همچنان اين آهنگ را با مزمار مىزدم تا وقتى كه رطلىاى خواست و جامى از آن بنوشيد و من همچنان مزمار مىزدم و مكرر مىكردم . او دستمالى را كه پيش رويش بود برگرفت و مىگريست و اشك خويش را با آن پاك مىكرد و مىناليد تا به منزل خويش بازگشت و همهء رطلى را بسر نبرد . » از على بن جعد آورده‌اند كه گويد : وقتى معتصم به احتضار افتاد بنا كرد . مىگفت : « حليه ها برفت ، حليه اى نيست . » تا خاموش شد . از راوى ديگر آورده‌اند كه بنا كرد مىگفت : « از ميان اين مخلوق مرا گرفتند . » و هم از او آورده‌اند كه گفت : « اگر مىدانستم كه زندگيم چنين كوتاه است آنچه را كردم نمىكردم . » و چون بمرد در سامرا به گور شد . مدت خلافتش هشت سال و هشت ماه و دو روز بود . گويند : تولد وى به سال صد و هشتادم بود ، به ماه شعبان . به قولى به سال صد و هفتاد و نهم بود . اگر تولد او به سال صد و هشتادم بوده ، همهء عمر وى چهل و شش سال و هفت ماه و هيجده روز بوده و اگر تولدش به سال صد و هفتاد و نهم بوده عمر وى چهل و هفت سال و دو ماه و هيجده روز بوده . چنان كه گويند : وى چهرهء سپيد داشت آميخته به سرخى ، با ريش دراز مايل به سرخى ، با چشمان زيبا تولدش در قصر خلد بود بعضيها گفته‌اند تولد وى به سال صد و هشتادم بود ، به ماه هشتم ، خليفهء هشتم بود ، هشتمين نسل عباس بود ، عمرش چهل و هشت سال بود ، وقتى مرد هشت پسر داشت و هشت دختر ، هشت سال و هشت ماه شاهى كرد .